رویای پپرونی
en • 3:41
Текст песни
وزوز سرد تو دالان سکوت بالهای خسته، رویاهای هبوط از پنجرههای بسته رد میشم توی طوفانِ چربی، سد میشم یه غولِ پلاستیکی، یه سدِ شیشهای مقابلِ بوی پنیر، چه ریشهای بادِ فنِ سقفی، دشمنِ جونم اما من واسه اون طعم، زنده میمونم پیتزا، ای بهشتِ گرم و سوزان من یه یاغیام، تشنهی یه لحظه لرزان روی پهنهی زرد، روی بافتِ خمیر میخوام بشینم، حتی اگه بمیرم، اسیر سایه دمپایی، فرودِ یه مرگِ سیاه جاخالی میدم با یه جیغِ کوتاه بخارِ سسِ تند، توی چشمای ریز من یه مبارزم، فراتر از یه مگسِ ناچیز یه ذره پنیر، یه جرعه رهایی سقوطِ آزاد، وسطِ این همه جدایی سقفِ دهنِ غول، یا طعمِ سوسیس سرنوشتِ من همینه، توی این آگهی و دیس پیتزا، ای بهشتِ گرم و سوزان من یه یاغیام، تشنهی یه لحظه لرزان روی پهنهی زرد، روی بافتِ خمیر میخوام بشینم، حتی اگه بمیرم، اسیر رسیدم... بالاخره رسیدم... آروم روی پپرونی... تموم شد... عجب طعمی...